پرش به اول صفحه
آرشیو اخبار
|
عناوین ویژه
|
مجلات
|
قوانین بازنشر
|
همکاری با ما
|
درباره ما
|
تماس با ما
|
ثبت نام
Martial Arts Website
سایت هنرهای رزمی
صفحه نخست
۳۱ مرداد ۱۳۹۶, ساعت ۰۲:۱۶
  • زندگینامه استیون سیگال
    استیون سیگال یکی از کم کارترین هنرپیشه های هالیوود محسوب می شود. اوعلیرغم محبوبیت و شهرت زیادی که در میان مردم به ویژه جوانان اکشن پسند دارد، در فیلم ها کمتر ظاهر می شود. استیون سیگال تنها یک هنرپیشه نیست او یک ورزشکار و موسیقیدان  نیز هست. او در زمینه کاراته و چند ورزش رزمی ژاپنی به درجه حرفه ای رسیده وکمربند مشکی گرفته و استاد کاراته شده است. او دوست دارد در فیلم هایی نقش بازیکندکه کاملا پلیسی و اکشن است و بسیاری از فیلم های او شباهت زیادی به فیلم های جیمز باند دارد. در این مقاله به شرح حال زندگی این هنرپیشه رزمی کار می پردازیم.
    کودکی سیگال
    استیون سیگال در 10آوریل 1951 در لانسینگ میشیگان آمریکا چشم به جهان گشود. پدرش کنتارو سیگال انگلیسی و مادرش پاتریشیا با اصلیت ایرلندی، کاتولیک بودند. پدر استیون معلم ریاضی دبیرستان و مادرش تکنسین اتاق عمل بود.
    استیون کوچک پسری خوش زبان و زیرک و با اعتماد به نفس بود. وقتی هفت سال داشت به تقاضای دوست پدرش در یک فیلم ایفای نقش کرد. او از همان دوران کودکی به ورزشهای رزمی ژاپنی علاقمند شد.
    استیون در عین حال که کم سن و سال بود اما رفتاری بزرگانه داشت و همچون یک فرد عاقل فکر می کرد و حرف می زد. او در مدرسه نیز از بهترین شاگردان کلاس به شمار می رفت. مادر و پدرش برای ایجاد یک زندگی بهتر تصمیم گرفتند به لس آنجلس کالیفرنیا نقل مکان کنند. از این رو استیون دوران دبیرستانش را در لس آنجلس گذراند و همانجا نیز تحت تعلیم استاد هنرهای رزمی رود کوبایاشی قرار گرفت و چند ورزش رزمی ژاپنی از جمله کاراته و آبکیدو را آموخت. در حقیقت با ورود به کلاساین استاد، گویی وارد فرهنگ آسیایی شد و تحت تاثیر سنتهای ژاپنی قرار گرفت.www.honarhayerazmi.com
    در سال 1974 در حالیکه 23 سال بیشتر نداشت به درجه حرفه ای در ورزش آبکیدو رسید.پس از فارغ التحصیلی از مدرسه برای یافتن شغل به هر کجا سر زد تا بالاخره در رستوران کینگ برگر کاری پیدا کرد.او به دانشگاه رفت و در رشته تاریخ به تحصیل پرداخت و بعد از پایان تحصیلاتش راهی ژاپن شد. در آنجا با دختری به نام آیاکو فوجیتانی آشنا شد. پدر آیاکو مدرسه تعلیم هنرهای رزمی داشت.
    ازدواج با آیاکو
    استیون با آیاکو ازدواج کرد و صاحب دو فرزند دختر و پسر شد. او تحت تعلیم پدر آیاکو قرار گرفت و چند هنر ورزشی ژاپنی را آموخت. متاسفانه پدر همسرش قمارباز و مشروب خوار بود و استیون از رفتار و اخلاق او ناراحت می شد، لذا تصمیم گرفت به آمریکا بازگردد. آیاکو نیز حاضر به زندگی در آمریکا نبود و از استیون جدا شد. او به نیومکزیکو رفت و یک مدرسه هنرهای رزمی ژاپنی در آنجا باز کرد. بعد از مدتی دوباره برای کسب تجربیات بیشتر به اوزاکای ژاپن رفت و این بار ورزش های دیگری را از رشته کاراته آموخت. او درباره آن روزگار می گوید: به خود افتخار می کردم که در ژاپن به آموزش هنرهای رزمی می پردازم. او علاقه زیادی به فرهنگ و سنت ژاپنی ها پیدا کرده بود. سیگال به آمریکا بازگشت و در بوربانک کالیفرنیا به بازگشایی یک مدرسه ورزشی اقدام کرد. او اولین فیلمش را با نام فراتر از قانون یا نیکو در همان دوران بازی کرد و مورد توجه کارگردانان مشهور قرار گرفت و به او لقب (هنرمند قهرمان) دادند. او دستمزدهای بالایی دریافت می کرد
    زیرا بدل نداشت و خودش کارهای سخت و خطرناک را یک تنه در فیلم ایفا می کرد.پس از مدتی با (آدریان لاراسا) هنرپیشه هالیوود ازدواج کرد. اما این ازدواج دوامی نداشت. بعد از مدتی با کلی لبروک هنرپیشه و مدل هالیوود آشنا شد و علیرغم اینکه حاصل این ازدواج سه فرزند بود اما این ازدواج نیز فرجام خوشی نداشت و به جدایی ختم شد. سیگال برای فرزندانش یک پرستار گرفت. آریساولف فقط پرستار فرزندان سیگال نشد بلکه به همسری او درآمد و صاحب یک فرزند شدند. دو فرزند سیگال که ثمره ازدواج اول وی بودند بعد از بزرگ شدن تصمیم گرفتند نزد مادرشان به ژاپن بروند. آنان دین بودایی را برگزیدند و به ژاپن بازگشتند. اما بقیه فرزندان سیگال در لس آنجلس مشغول به زندگی هستند. سیگال در طول سالهای 1998 به بعد در چند فیلم اکشن و پلیسی ایفای نقش کرد. مدتی نیز به تبلیغ چند نوشابه انرژی زا و روغن های مکمل ورزشی پرداخت.
    کمپانی موبایل اورنج SA آمریکا نیز از چهره سیگال برای تبلیغات محصولاتش استفاده کرد.سیگال کم کم بازیگری را کنار گذاشت و وارد تجارت شد. بعد از طوفان مصیبت بار نیواورلئان، استیون سیگال تصمیم به باز سازی این شهر گرفت. او می خواهد یک فیلم در نیواورلئان بازی کند و به این ترتیب موجب بازسازی این سرزمین طوفان زدهشود.پروژه جدید او (شاهزاده هفت تیرکش) نام دارد. موضوع فیلم کمی غم انگیز است از این رو استیون سعی دارد از صحنه های غم بار این شهر استفاده کند و فیلم خود را بسازد و در آن ایفای نقش داشته باشد. حتی موسیقی این فیلم هم قرار است توسط سیگال تنظیم شود و عایدی فروش بلیت این فیلم صرف مردم نیواورلئان شود.



    کوتاه از زندگی سیگال او اولین آمریکایی بود که ورزش آیکیدوجودو را در ژاپن آموخت.

    صاحب کمربند مشکی در کاراته و آبکیدو است
    گیاه خوار است و گوشت نمی خورد
    او علاقه زیادی به نواختن موسیقی با گیتار دارد و چند سبک موسیقی را با گیتار ابداع کرده است. او یک معلم موسیقی داشته که جامائیکایی بوده و آموزش موسیقی خود را مدیون معلمش است
    خانه ای در سانتا اینز با دویست هکتار مساحت دارد و در حیاط خانه اش به پرورش درخت انگور پرداخته است
    مدتی بادی گارد بوده و به کارهای بدلکاری می پرداخته
    استیون سیگال در حین تمرین با شون کانری، مچ دست وی را شکست و به وی آسیب رساند
    از دوستان صمیمی جکی چان و پادشاه کارل گوستاو سوئدی است
    در سال 2005 آلبوم موسیقی خود با نام (از دل غار کریستال بخوان) را وارد بازار کرد
    علاقه زیادی به حیوانات دارد و حامی حمایت از حقوق حیوانات است. او در گوشه ای از حیاط خانه اش انواع حیوانات خانگی را  نگهداری می کند
    چند مدرسه زنجیره ای آموزش هنرهای رزمی در ایالتهای مختلف آمریکا بر پا کرده است
    علاقه زیادی به جمع آوری گیتار در مدل های مختلف و شمشیرهای سامورایی دارد
    به او استاد استیون و یا استاد آبکیدو نیز می گویند
    تسلط کامل به زبان ژاپنی دارد
    به نظریه تناسخ بوداییان معتقد است
    کتابی در زمینه نکته های هنرهای رزمی ژاپن به رشته تحریر درآورده است
    : فیلم شناسی
    نیمه جان، نفوذناپذیر، ساعت، آتش زیر خاکستر، خارجی، امروز خواهی مرد،ماموریت در تایلند، زخم های التیام ناپذیر، خروج برای یک قتل، بیل وحشی، نیکو، جاسوس بیگانه، میهن پرست و خارج از دسترس از جمله فیلم های استیون سیگال استار

     

    سيگال يک جادوگر هنرهاي رزمي با چهره اي عبوس که هنر خود را در ژاپن آموخت و بعدها به آموزش آن پرداخت، با فيلم »چالش« (1982)، ساخته جان فرانکهايمر، به عنوان هماهنگ کننده مبارزات پاي به عرصه تصاوير متحرک گذاشت. او بعدها يک مدرسه پرطرفدار و محبوب هنرهاي رزمي را در هاليوود غربي بنا نهاد. وي توجه مايکل اووتيز (که در آن زمان رئيس آژانس هنرمندان خلاق بود) را به خود جلب کرد، کسي که يک فيلم هنرهاي رزمي را براي شرکت برادران وارنر که رياست آن را تري سمل عهده دار بود، ترتيب داده بود. اووتيز که تحت تاثير سيگال قرار گرفته بود، يک تست صحنه از او به عمل آورد و به اين ترتيب سيگال بصورتي تقريباً غير منتظره به عرصه سينماي حادثه اي پرتاب شد. اولين حضور او فيلمي کم خرج با داستان درام شهري با نام »فراتر از قانون« (1988) بود. او داستان فيلم را تنظيم کرده و تهيه کنندگي آن را نيز بر عهده داشت و خودش نقش يک مامور سيا در ويتنام که بعدها فساد مقامات دولتي شيکاگو را کشف نمود را بازي کرد.
    سيگال محبوبيت خود به عنوان يک قهرمان حادثه اي تلافي کننده را با فيلمهاي حادثه اي آيکيدو مانند: »محکوم به مرگ«، »جان سخت« (هر دو توليد 1990) و »خروج بخاطر عدالت« (1991)، تثبيت کرد، شخصيت او در فيلمها، از چهره اي متفکر و آرام تا فردي هوشيار و خشن تغيير مي کند. شخصيت او ترکيبي غريب از پيش زمينه فرهنگي چيني و تمايل به فلسفه جديد همراه با ته مزه اي از يک انسان خوب که در ظاهر بد قيافه اما در عين حال رضايت بخش است را نشان مي دهد. شخصيتي با عقايد ساده، در يک آمريکاي بحران زده، شخصيت يک قهرمان موجه که به راحتي دشمنانش را بدون تعصب بي مورد از ميان برمي دارد.
    اين بازيگر محتاط با موهاي دم اسبي، چهره اي پررمز و راز و متفکر دارد و ارتباط احتمالي اش در گذشته با سيا بر اسرارآميزي او افزوده است. هر چند که منتقدان نسبت به توانمنديهاي بازيگري سيگال ايراداتي دارند، اما جانت ماسيلن از نيويورک¬ تايمز ابعاد شخصيتي هنرپيشگي او را بصورت زير خلاصه کرده است: آنچه که آقاي سيگال ارائه مي کند يک منش هوشيارانه، ترکيبي غيرقابل قالب بندي از قدرت جسماني، فرد سياستمندارانه و قانوندان، دلاور خياباني و فراتر از همه فردي با اعتماد به نفس کامل مي باشد. سيگال چهره اصلي خود را با فيلم »در محاصره« (1992) بدست آورد. فيلمي تکان دهنده به سبک »جان سخت« که بيش از 80 ميليون دلار فروش داشت.
    شخصيتهاي منفي آن بصورتي خوش ذوق توسط تامي لي جونز و گري بوزي بازي شد. فيلم لحظاتي مرگبار با چاشني طنز داشت. سيگال اين موفقيت را با اولين فيلمي که خودش کارگرداني کرده بود ادامه داد، »بر سرزمين مرگبار«. يک فيلم خوش ساخت که خودش در آن در نقش آخرين اميد آلاسکا ظاهر شد. قسمت دوم و غير منتظره »در محاصره«، يعني »در محاصره 2: وحشت تاريکي«، داستاني مرموز داشت اما بخاطر صحنه هاي حادثه اي زنده اش بر اعتبار اين بازيگر افزود. در حقيقت هر چند که بسياري از منتقدان سيگال را بخاطر شخصيت ثابت و بدون تغييري که ارائه مي کند مورد انتقاد قرار مي دهند، خيلي ها خونسردي او در از بين بردن دشمنان را از بهترين لحظات تاريخ سينماي او مي دانند.

     

    ارسال نظرات
    ۰ نظــــــر منتشره: ۰